|
بچه های عزیز سلام
عزیزان من لطف کنید و به ۵ سوال زیر پاسخ دهید برای دادن جواب روی نظر بدهید کلیک کنید و بعد از زدن نام و نام خانوادگی خود جواب سوال ها را بنویسید . به سه نفر از کسانی که به همه ی سولات جواب درست بدهند جایزه ی ویژه داده خواهد شد . حتما جواب بدهید . ۱- ۳ ماده ی غذایی که آهن هم و ۳ ماده ی غذایی که آهن غیر هم دارند نام ببرید . ۲ - تفاوت آهن هم و آهن غیر هم چیست ؟ ۳ - آهن یاری نوجوانان به چه طریقی می باشد ؟ ۴ - نکات قابل توجه هنگام استفاده از مکمل آهن چیست ؟ ۵ - راه های پیش گیری از کم خونی فقر آهن را نام ببرید .
با جواب دادن به این سوال ها یک جایزه ی خوب را نصیب خود کنید . حتما برنده می شی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بجه ها مسابقه بجه ها مسابقه
بچه ها یک متن ۶ خطی بنویسید و در آن از این کلمات استفاده کنید . گل - نمک دان - کاغذ - صندلی - مداد - چوب - جوراب - دمپایی . منظر شما هستیم با یه جایزه ی خوب خوب خوب خوب . . . .
طلوع امروز روز توست؛ روزی که با آمدنت مسافر راهی شدی سخت پر فراز و نشیب . اما ؛ تو دلی آسمانی ، نگاهی مهربان ، کلامی نرم و لطیف ، و اندیشه ای بلند و والا از خدای مهربانت هدیه گرفته ای ؛ که می توانی آن قدر بالا روی و مقرب شوی که فرشتگان آرزوی مقام تو را داشته باشند . پس این روز طلایی بر تو مبارک و طلوع زندگی ات را به تو عزیز تبریک می گوئیم . گلهای نورا : سحر باقری٬ یگانه کجیله ٬ نیلوفر محمد حسینی ٬ مهرشید محمدیان ٬ سارا نوروز زاده ٬ فائزه نیازی ٬ پریسا قطبی ٬ بهار حقدوست .
مردم ما ، زندگانی را از صدای باد می گیرند مهربانی و محبت را از پرستویاد می گیرند مردم ما ، با صدای آب غصه را از قلب می شویند چشمه را وقتی که می بینند یک سلام گرم می گویند مردم ما ، شاپرک ها را مثل گل ها دوست می دارند روی سنگ کوه ها هم حتی دانه های عشق می کارند مردم ما ، دوستی ها را مثل بوی یاس می دانند با گروه کبک ها در کوه هم صدا ، آوازمی خوانند مردم ما ، مهربان هستند در ده ما زندگی زیباست مثل شبنم روی یک گلبرگ آسمان در چشمشان پیداست جعفر ابراهیمی (شاهد ) سلام بچه ها عیدتون مبارک عیدتون مبارک سلامی به گرمی آفتاب بهاری و زیبایی شکوفه هایگیلاس و سیب که این روز ها خود نمایی می کنند . با تعطیلات چه طورین ؟ حتما کلی دید و باز دید رفتین و عیدی گرفتین !!! از عمه ، عمو ، دایی ، خاله به به مادر بزرگ پدر بزرگ چه لذتی داره خوش به حال شما بچه ها . اما به ما بزرگ تر ها کسی عیدی نمی ده فکر می کنن بزرگ شدیم ، ولینمی دونن وقتی به شما عیدی می دن دل ما چقدرآب می شه . خوب عیبی نداره نوش جانتون ، راستی از CD و دفترچه های غم و غصه نه بابا دفتر چه های تکلیف چه خبر ؟؟؟؟ اصلا فرصت کردین سری به آنها بزنید ؟ خوب در این چند روز باقی مانده بهتره سری هم به آنها بزنید . دستیهم به سر و گوش اونها بکشید . طفلکی ها خیلی دلشون براتون تنگ شده . به امید دیدار شما ( میرزا بنویس ) باسمه تعالی ولادت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر مکه، واقع در منطقه حجاز، در شبه جزیره عربستان متولد شدند. زمان ولادت ایشان مقارن با دوران جاهلیت بود. دوران جاهلیت تقریباً از 200 سال قبل از بعثت، تا زمان بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) را دوران جاهلی میگویند؛ و منظور از جاهلیت انجام هر عمل خلاف و نادرست است که از روی جهل باشد. عرب صحرانشین به صورت جدی پایبند به دین خاصی نبوده و ظاهربین و مادی بوده است. اعراب شهرنشین هم معمولاً بتپرست بوده و بتهایی از سنگ و چوب و خرما را میپرستیدند، که گاهی در هنگام فقر همین بتها را آرد کرده و میخوردند. رسم دخترکشی در میان آنها امری عادی بوده و جنگ و نزاع میان قبایل به صورت یک سنت معمول درآمده بود. اعتقاد به ارواح در میان آنها رواج داشته و توهم و خرافات در زندگی آنها تأثیر گذاشته بود. ولی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، بت پرستی را برانداخت و زندگی عرب را که یکسره غرور و تعصب بود، جاهلیت خواند و محکوم کرد. آزادیهای بیحد آنها را با گسترش اخلاق و عفت محدود کرد و از آنها که همیشه با هم نزاع میکردند، مردمی متحد پدید آورد. قبیله قریش و نیاکان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): قبیله قریش که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از میان آنها بپاخاست، یکی از بانفوذترین قبایل عرب بوده و بعد از اسلام نیز تا قرنها بر جهان اسلام حکومت کرده است. بیشتر شهرت قریش مربوط به "قصی بن کلاب" جد چهارم پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است. "عبدمناف" فرزند قصی، جد سوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، از نجابت و خوشرفتاری خاصی با مردم برخوردار بود. "هاشم" جد دوم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز جزو چهرههای درخشان قریش بود، و فرزند او "عبدالمطلب"، جد اول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از نامیترین و عاقلترین افراد عرب در زمان خود به شمار میرفت. او بود که چاه زمزم را که پر شده بود حفر کرد و وظیفه آب دادن به حاجیان و رسیدگی و پذیرایی از آنها به او رسید. نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت اسماعیل (علیه السلام) رسیده که همه آنها حنیف یعنی یکتاپرست بودهاند. عبدالله، پدر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کوچکترین پسر عبدالمطلب، در میان قریش از لحاظ زیبایی و حجب و حیا مشهور بود. او با آمنه (سلام الله علیها) دختر وهب که به پاکی و عفت معروف بود ازدواج کرد. عبدالله برای تجارت به شام رفت و در راه بازگشت از شام بیمار شد و در مدینه بستری گردید. او در سن 25 سالگی در مدینه وفات یافت. بدین ترتیب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز هفدهم ربیع الاول عام الفیل (مطابق سال 580 میلادی) در شهر مکه متولد گردید. عام الفیل، یعنی سالی که فردی به نام ابرهه به دستور پادشاه حبشه (نجاشی) با سپاه زیادی تصمیم به ویران کردن خانه خدا گرفت. ولی قبل از انجام این عمل دستهای از پرندگان که با منقار و پاهای خود، سنگهایی را حمل میکردند در بالای سر سپاه ظاهر شدند و این سنگها را روی سر سپاهیان ریختند که باعث از بین رفتن سپاه شد. در روزی که حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) به دنیا آمدند، گفتهاند که: 1- تمام بتها به رو، بر زمین افتادند. 2- ایوان کسری در آن شب به لرزه درآمد و چهارده کنگره آن ریخت. 3- دریاچه ساوه که سالها آن را میپرستیدند خشک شد. 4- در بیابان سماوه که سالها کسی در آن آب ندیده بود، آب جاری شد. 5- آتشکده فارس که هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد. 6- تختهای پادشاهان جهان سرنگون شد. 7- در همان شب، نوری از سرزمین حجاز تابید و تا مشرق ادامه پیدا کرد و ... آمنه (سلام الله علیها) در زمان بارداری میگفت که هرگز احساس نکرده که باردار شده و هیچگاه باری سنگین همچون زنان دیگر را در خود نیافته است. گفتهاند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در هنگام متولد شدن پاکیزه و تمیز بود و خون و چیزهای دیگر به همراه او از شکم مادر خارج نشد. همینطور میگویند زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) متولد شد سر به سوی آسمان بلند کرد و سپس برای خداوند تبارک و تعالی سجده نمود. آمنه (سلام الله علیها) میگوید در هنگام ولادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، کسی به او گفته بود که او سرور آدمیان را به دنیا آورده است، پس او را "محمّد" بنامد. وقتی عبدالمطلب از این جریان اطلاع یافت، گوسفندی را کشت و گروهی از بزرگان قریش را دعوت کرد و در آن جشن نام پیامبر را محمد یعنی ستوده شده قرار داد.
یا رب العالمین یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر اللیل و اانهار یا محول الاحول والاحوال حول حالنا الی احسن الاحوال عزیزانم تا آسمانی شدن راهی نیست اگر از بهار بیاموزیم ٬ سرسبزی ٬ طراوت و شادابی را و اگر مثل باران لطیف بهاری جاری شویم حتی ٬ در جویبار ی کوچک و بر شاخساری باریک . لحظه هایی سبز و الهی برایتان آرزومندیم . بهار ۸۷ مبارک
قدرت یا قابلیت فکر کردن یکی از قابلیتهای روحی ماست که بهترین راهه رشد اون تمرینه فکر کردنه سعی کنیم غیر از فکرای معمولی روزی حداقل نیم ساعت در یکجای ساکت و آروم بشینیم ودر موردموضوعی تمرکز کنیم و فکر کنیم به جنبه های مختلف اون موضوع بپردازیم به سوالایی که در مورد اون موضوع داریم فکر کنیم و از همه نظر موضوع رو زیر و رو کنیم. یکی از استادها می گفت : هدف اصلی از درس خوندن تمرینه فکر کردنه چه بسا خیلی درسا مثله عربی یا شیمی رو با این همه جزییات خوندیم چقدر مساله های دیفرانسیل و انتگرال با حالتهای خاص حل کردیم که امروز هیچی ازشون یادمون نیست و اصلا الان کاربردی هم برامون نداره اما نباید فراموش کنیم که وقت و فکری که ماصرف کردیم از بین نرفته و اثرش امروز در مسایل دیگه زندگی خودش رو نشون میده .فکر ما رشد کرده و ما به کمک همون تمرینا خیلی کارای دیگه که اصلا به اونا ربطی نداره رو میتونیم انجام بدیم. قدرت فکر از جمله ابزارهای مهمیه که ما داریم .با تمرین کردن اون خیلی کارا میشه کرد.مثلا من وقتی سوالی دارم که دنباله جواب اون هستم اونو از فکرم می پرسم و جوابم رو خیلی وقتا بعد از مدتهای مختلف از ثانیه گرفته تا ماهها میگیرم.فکر ما مثله غول چراغ جادو می مونه اول باید رمز احضارش رو بفهمی و بعد اونو بگی تا احضار بشه و بعد خواستت رو بهش بگی تا اون برات برآورده کنه سوالاتو بپرسی تا برات جوابش رو از هر جایی جستجو کنه تا اونو پیدا کنه و تحویلت بده .خواسته هات رو بگی و اون در صدد برآوردنش همه کاری میکنه البته اگه صلاح باشه و اون تشخیص بده. در سر دو راهی هاو جاهایی که تصمیم گیری سخت میشه میتونیم از اون کمک بخوایم تا راهه درست رو بهمون نشون بده .البته همه مشروط به اینکه ما اونقدر رشد روحی کرده باشیم که بتونیم با اون صحبت کنیم و راز و رمز حرف زدن با اونو کشف کرده باشیم.اونوقته که آدم واقعا لذت می بره که خدا چه سیستمی رو پیاده کرده چه هوشمند چه پیشرفته وچه گزینش شده . هر چی بیشتر فکر کنیم چیزهای جدیدتری کشف میکنیم عمیقتر میشیم و قدرتها و قابلیتهای جدیدی رو برای یادگیری و استفاده پیدا می کنیم.
ان ال پي در باره ی موفقيت چه مي گويد؟ در روش ان ال پي ما با عنصر آشنا ميشويم كه شناخت اين سه عنصر سرعتي اعجاب آور به موفقيت ما ميدهد...اين سه عنصر عبارتند از: 1-نتيجه وهدف:اول بايد بدانيم كه چه ميخواهيم و چه نتيجه اي را انتظار ميكشيم . اين هدف بايد دقيقا روشن باشدو نقطه مجهولي نداشته باشد.مثلا اين كه من ميخواهم تا 5 سال ديگر 3 ميليارد تومن پول داشته باشم يا من تا 4 سال ديگر بايد مدرك مهندسي برق بگيرم من تا 7 سال ديگر منزلي در منطقه خوبي از تهران(دقيقا بايد بدانيد كجا)خواهم داشت و از اين قبيل ..شفاف بودن هدف و خواسته ما مسير حركت و رسيدن به موفقيت را سريعتر ميكند ..وقتي آنچه را كه ما ميخواهيم براي خودمان روشن و دقيق باشد تمام نيروهاي خارجي و داخلي به كمك ما مي آيند تا به هدف نزديك تر شويم ... 2_تيز حسي:هوشيار باشيد دريچه هاي حواس خود را باز نگه داريد تا آنچه را كه به دست مي آوريد متوجه شويد..اگر ما علائم و نشانه هاي موفقيت را درك نكنيم شايد موفقيت تا نزديكي ما بيايد و ما از اون بيخبر بمانيم پس بايد حواس خودمون رو واسه استقبال از موفقيت آماده و هوشيار نگه داريم.. 3_انعطاف پذيري:انعطاف پذير باشيد .آنقدر در رفتارتان تجديد نظر كنيد تا به خواسته هايتان برسيد..""اگر هميشه كاري را بكنيد كه هميشه كرده ايد هميشه به نتيجه اي مي رسيد كه هميشه گرفته ايد."".اگر كاري كه ميكنيد موثر نيست كار ديگري بكنيد..
امام حسن مجتبی علیه السلام امام دوم ما شیعیان و اولین فرزند از خانواده ی کوچک و نورانی حضرت علی عله السلام و فاطمه زهرا سلام الله علیها است . از همان کودکی رفتار شایسته ی او نشان از بزرگی و کرامات او داشت با آنکه از همان کودکی غصه های زیادی را بعد از وفات پیامبر و شهادت مادر بزرگوارش متحمل شده بود اما همیشه با رویی گشاده و چهره ای متبسم با مردم معاشرت می نمود . تمام مردم مدینه سخاوت و بزرگی امام مجتبی را به خاطر داشتند. فقرای شهر هر روز بر سفره ی کریمانه ی امام می نشستند و پذیرایی می شدند .
روزی مرد غریبه ای وارد شهر شد و چون پناهی نداشت آواره در خیابان می گشت تا آنکه یکی از یاران امام او را دید و به خانه ی امام هدایتش کرد. مرد با تعجب به درو دیوار و لوازم خانه نگاه می کرد و زیر لب می گفت : او که این گونه از مردم پذیرایی می کند پس باید دید که خودش چه می خورد و در کجا زندگی می کند. یکی از خدمتگزاران امام این سخن را شنید و به او گفت می خواهی اطاق امام را به تو نشان بدهم مرد با خوشحالی گفت حتما . خدمتگزار مرد را به اطاق امام برد در زد امام اجازه ی ورود دادند وقتی وارد شدند امام که متوجه حال او شده بود فرمود بیا بنشین برادر گویا مسافر هستی چرا این جا آمدی در همین موقع خدمتگزار گفت : این مرد خود می خواست اطاق شما را ببیند امام لبخندی زدند اشک در چشمان مرد حلقه زد و او متوجه اشتباه خود شد .
همه او را می شناختند رفتار و کردارش نشان از بزرگی و مقام والای او داشت با آنکه در روزگار جهالت می زیست ذره ای آداب و رسوم جاهلیت بر دامن پر کرامتش ننشست و ساحت مقدسش را آلوده نساخت آخر او روحی ملکوتی و آسمانی داشت و چند صباحی زمینیان را مشرف به حضورش کرده بود . با آن که مقام شکوهنمد رسالت و سر پرستی مردم راداشت ولی زندگی و معاشرت او در اجتماع آن چنان ساده و بی پیرایه بود که اگر در میان جمعی می نشست٬ افراد تازه وارد نمی توانستند او را تشخیص دهند به همین دلیل از دیگران می پرسیدند : کدام یک از شما محمد صلی الله علیه و آله و سلم است ؟ دنیا او را مغرور نکرد و گرفتار تجمل و فریفته ی ظاهر فریبنده ی آن نشد ٬ بلکه با چشمی عفیف و پرهیز کار به آن می اندیشید . جملات کوتاه و پر معنی می گفت و هیچ گاه سخن دیگری را قطع نمی کرد . تنها به خاطر خدا غضب می کرد و به همان دلیل نیز خشنود می شد . کودکان را بسیار دوست می داشت و به آنها احترام می گذاشت حتی با آنها بازی هم می کرد . به پیمان های خود وفادار بود . صله ی رحم می کرد و به دیدار خویشاوندان خود می رفت ولی بی جهت از آنان همایت نمی کرد . به کسی اجازه نمی داد بر ضد دیگری سخن بگوید و می فرمود دوست دارم با مردم با قلبی سالم معاشرت کنم . به نماز و عبادت علاقه ی بسیاری داشت اما وقتی مردم با او کار داشتند نماز را کوتاه می کرد و به کار مردم می رسید و در برآوردن خواسته های آنان از چیزی دریغ نداشت . همه را احترام می کرد . بزرگی و فضیلت را به ایمان و عمل صالح می دانست . بابردگان مهربانی میکرد به سخنان آنان گوش می داد و در اصلاح کار آنان می کوشید . هر گاه به شخص او بی احترامی می شد در صدد انتقام بر نمی آمد و از خطا و بد رفتاری آنان چشم پوشی می کرد . در مقابل اذیت ها و آزار مردمان نادان عفو وگذشت و بزرگواری نشان می داد . با آن همه آزار و اذیت که قریش به وی رسانده بودند هنگامی که مکه را فتح کرد آنها را بخشید و آزاد ساخت . اما با آن همه عفو و گذشتی که داشت هنگامی که به حریم دین خدا تجاوز می شد ٬ نرمش نشان نمی داد و حکم خدا را جاری می کرد و در این مورد بسیار سخت می گرفت . بسیار متفکر بود و اندیشه می کرد . در آن روزگار جهالت هم خود پاکیزه بود و هم دیگران را به پاکیزگی دعوت می کرد . آن حضرت عطر را زیاد دوست داشت و همیشه بوی خوش از او به مشام می رسید . زیاد مسواک می زد و مسلمانان را سفارش می فرمود که پیش از نماز مسواک بزنند و می فرمود اگر بر امتم سخت نمی شد مسواک زدن را واجب می کردم . پیش از غذا و بعد از آن دست خود را می شست . به هنگام بیرون آمدن از منزل در آینه نگاه می کرد و با سر و وضعی مرتب از خانه بیرون می رفت . در ادب و احترام و آداب اجتماعی و عبادت بی همتا بود . با خدای خود ب=سیار راز و نیاز می کرد در اثر زیاد ایستادن در عبادت پاهای مبارکش ورم کرده بود . از نگاه به آسمان زمین و خورشید و همه ی آفریده ها عبرت می گرفت و بیشتر به عضمت آفریننده ی آنها توجه می کرد .
سلام بر حسين و اربعينش، سلام بر اربعين و زائرانش! و سلام بر اندوه هاي دل آنان كه به سوغات بر مزار كشتگان، عشق بردند و به مويه نشستند. به شوق زيارت صحن و سراي جان فزايت، اربعين شهادتت را به سوگ مي نشينيم، يا حسين!
اربعين از رازهاي هستي است و اربعين حسين (ع) روز بسط لطف اوست بر پيروان و دوستدارانش. و در مقام حسين (ع) همين بس كه در زيارت اربعينش خطاب به جدشان محمد مصطفي (ص) و پدر بزرگوارشان حضرت علي (ع) و مادر گراميشان فاطمه (س) ميگوييم كه خداوند عزاداري شما را در رثاء حسين (ع) فبول فرمايد. دشت می بلعید کم کم پیکر خورشید را بر فراز نیزه می دیدم سر خورشید را آسمان کو تا بشوید با گلاب اشک ها گیسوان خفته در خاکستر خورشید را بوریایی نیست در این دشت تا پنهان کند پیکر از بوریا عریان تر خورشید را چشم های خفته در خون شفق را وا کنید تا ببیند کهکشان پرپر خورشید را نیمی از خورشید در سیلاب خون افتاده بود کاروان می برد نیم دیگر خورشید را آه! این گل ها چه غم گین و پریشان می روند بر فراز نیزه می بینم سر خورشید را شاعر: سعید بیابانکی
اربعين در فرهنگ عاشورا در فرهنگ عاشورا، اربعين به چهلمين شب شهادت حسين بن علي(ع) گفته ميشود که مصادف با روز بيستم ماه صفر است. از سنتهاي مردمي گرامي داشت چهلم مردگان است، که به ياد عزيز فوت شده خويش، خيرات و صدقات ميدهند و مجلس ياد بود بر پا ميکنند، در روز بيستم صفر نيز، شيعيان، مراسم سوگواري عظيمی را در کشورها و شــــهرهاي مختلف به ياد عاشوراي حسيني بر پا ميکنند. عاشقان و پيروان آن امام، در سحال اســـــرار اربعين به ذکر پرداخته و باران اشکبار چشم خويش را با مظلوميت حسين و يارانش پيوند مي زنند. اين راه، راه تداوم عشق است و بي گمان هيچگاه بي رهرو نخواهد بود.
نخستين اربعين در نخستين اربعين شهادت امام حسين (ع)، جابر بن عبدالله انصاري و عطيه عوفي موفق به زيارت تربت و قبر سيد الشهدا شدند. بنا به برخي نقلها، در همان اربعين، کاروان اسراي اهل بيت (ع) دربازگشت از شام و سر راه مدينه، از کربلا گذشتند و با جابر ديدار کردند. البته برخي از مورخان نيز آن را نفي کرده و نپذيرفته اند، از جمله مرحوم محدث قمي در «منتهي الامال» دلايلي ذکر ميکند که ديدار اهل بيت از کربلا در اربعين اول نبوده است. به هر حال، تکريم اين روز و احياي خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شعور عاشورايي در زمانهاي بعد بوده است.
اربعين و عرفان اربعين از رازهاي هستي، خصوصيت عدد چهل و اسرار نهفته در آن براى ما روشن نيست. البته چه بسا، با توجه به ويژگى هاى انسان، «چهل بار» تكرار يك رفتار پسنديده موجب ملكه معنوى و تعميق آن رفتار و قابليت نزول فيض خاص خداوند مى شود. در فرهنگ اسلامى هم عدد چهل (اربعين) جايگاه ويژه اى دارد. چله نشينى براى رفع حاجات، حفظ كردن چهل حديث، اخلاص چهل صباح، كمال عقل در چهل سالگى، دعا براى چهل مؤمن، از اين نمونه هاست. آمده است که چون حضرت موسي (ع) را قابل استماع کلام بي واسطه خداوند ميکردند چهل روز به خلوت فرستادند و خداوند فرمود: «… و اذا واعدنا موسي اربعين ليله » پيامبر حکيم (ص) فرمود: « من اخلص لله اربعين يوماً فجر الله ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه»: هر كس چهل روز فقط براى خداوند تعالى اخلاص چشمه های خداوند ورزد حكمت را از قلبش بر زبانش جارى مى سازد.» صاحب مرصاد العباد، عارف نامي نجم الدين شيرازي نيز گفته است: "و عدد اربعين را خاصيتي است در استکمال چيزها که اعداد ديگر را نيست." چنانکه در حديث صحيح آمده است: ان خلق احدکم بجمع في بطن امه اربعين يوما ثم يکون علقه مثل ذلک. و خواجه عليه السلام ظهور چشمه هاي حکمت از دل بر زبان را اختصاص اخلاص اربعين صباحا فرموده است، و حوالت کمال تخمير طينت آدم عليه السلام به اربعين صباحا کرد و از اين نوع بسيار است."
امروز روز توست؛ روزی که با آمدنت مسافر راهی شدی سخت پر فراز و نشیب . اما ؛ تو دلی آسمانی ، نگاهی مهربان ، کلامی نرم و لطیف ، و اندیشه ای بلند و والا از خدای مهربانت هدیه گرفته ای ؛ که می توانی آن قدر بالا روی و مقرب شوی که فرشتگان آرزوی مقام تو را داشته باشند . پس این روز طلایی بر تو مبارک و طلوع زندگی ات را به تو عزیز تبریک می گوئیم . گل های نورا : آیداشقاقی - مینا مهدیان - بیتا اسد پور - فاطمه خزاعی
مهمترین چیز رسیدن به هدف مورد نظر نیست بلکه یاد گرفتن و رشد کردن در خلال این راه است. هدف شما از زندگی چیه؟واسه چی صبح و شب و شب رو صبح میکنید؟واسه چی دانشگاه میرید؟ واسه چی ازدواج میکنید؟ واسه چی کار میکنید؟ واسه چی بچه دار میشید؟ واسه چی غذا میخورید و نفس میکشید ، یعنی واسه چی سعی میکنید زنده باشید؟ لطفا نظرتون رو در این باره بنویسید. فوايد كار گروهی در مدرسه انسان نميتواند به تنهايي زندگي كند و اين واقعيت سر منشاء شكلگيري تمامي گروهها، جمعيتها و جوامع بشري از گذشتههاي دور تا به امروز بوده است. تمامي انسانها در هر گروه و جامعهاي با توجه به تواناييها و شرايط حاكم، با همكاري يكديگر به بقاي خود و ديگران كمك كردهاند. هرچه فرد در برقراري ارتباط در جامعه با ديگران موفقتر عمل كند و در واقع هوش اجتماعي بالاتري داشته باشد، زندگي بهتر و راحتتري را تجربه خواهد كرد. يادگيري تكنيكهاي همكاري و برقراري ارتباط با ديگران يكي از ضروريات مهم در زندگي هر كودكي محسوب ميشود. زماني كه فرد در سنين پايين همچون دوران دبستان آموزش ببيند، اين آموزهها در وي دروني شده و سبب خواهد شد در آينده در زندگي موفقتر عمل كند. كسب مهارت زماني كه بچهها با همكاري يكديگر به صورت جمعي به دنبال دستيابي به هدفي مشترك هستند، خواهند توانست به انجام پروژهاي دست بزنند كه به تنهايي قادر به انجام آن نبودهاند. همچنين كار گروهي به بچهها كمك ميكند كه كارهايي كه در آنها مهارت بالايي ندارند، بهتر شوند، مانند صبور بودن، كار كردن براساس برنامههاي از پيش سازمان يافته، كار كردن در سر وقت و ... اجتماعي شدن فراگيري بهتر و بيشتر شروع كار منصفانه كار كردن |

تولد ، تولد ، تولدت مبارک . . .


